کردهای قزوین


کردهای قزوین از ایل‌های کرد ایران هستند که در سرزمین قزوین سکونت دارند و عبارتند از: «باجلان، بهتوئی پاپلی، چگینی، جلیلوند، رشوند، غیاثوند، کاکاوند، کرمانی و ایل مافی»

«دستهٔ دیگر طوایف شهرستان قزوین، اکراد هستند که معلوم نیست چه وقت آنها را باینحدود کوچانده‌اند. حتی روسای آنها نیز نمی‌دانند که در چه دوره و به چه علت و در چه تاریخ آنها را به این ناحیه آورده‌اند. بعضی عهد شاه عباس بزرگ و برخی دوران نادرشاه، گروهی نیز زمان آغامحمدخان قاجار را حدس می‌زنند. ظاهراً پیش از دوران قاجاریه آنها را کوچانده‌اند که انتقال آنها در خاطره‌ها نمانده‌است. در تاریخی هم ذکر نشده‌است. در صورتی که اگر در زمان آغامحمدخان آنها را به این شهرستان آورده بودند هم در خاطر مردان آنها سینه به سینه محفوظ می‌ماند و هم در تاریخ قاجاریه ذکر می‌شد».

«طوایف اکراد فعلی را هم ممکن است تصور نمود که شاهنشاه صفوی بحدود قزوین کوچ داده و در دهستانهای غربی و شمال غربی در برابر شاهسونها مکان داده باشد که اگر طوایف مزبور بخیال خودسری و گردنکشی افتادند با نیروی اکراد آنها را سرکوب کند و اگر اکراد بیاغیگری برخواستند به کمک شاهسونها بتادیب آنها بپردازد. چون قسمتی از شاهسونهای اطراف قزوین به «شاهسون بغدادی» معروفند احتمال داده می‌شود آنها را از پیرامون بغداد به آنجا کوچ داده باشند».

«بالجمله طوایف کرد در دهستانهای تارم و قاقزان و دودانگه و رودبار و الموت و کوهپایه و فشاریات و فشگلدره، اکثر تخته قاپی و در دهات سکونت دارند. معذالک عده‌ای نیز به قشلاق _ ییلاق میروند. قشلاق آنها «تارم» و سواحل رودخانهٔ شاهرود و خاک عمارلو است و ییلاقشان قاقزان و اطراف جاده رشت و دامنه البرز کوه و غیره‌است».

«طوایف اکراد در قزوین عبارتند از: باجلان، بهتوئی پاپلی، چگینی، جلیلوند، رشوند، غیاثوند، کاکاوند، کرمانی و مافی و حبیب وند و گورانی. خوانین این طوایف جز کاکاوند تمامی در شهر مقیم بودند که اکنون نیز اولاد آنها در شهر ساکنند».

حوزه جغرافیایی گويش كرمانجي شمال در مناطق كرد نشين


شهرهای ترکیه شامل : ديار بكر – جزيره – ارزروم – هركي – شكاك- بايزيد – حكاري – ماردين – وان – بتليس – آگري – شمدينان – دهوك – زاخو – عماديه –سنجار – عقره – عفريني – کردهای آذرباییجان غربی شامل : اروميه – سلماس – ماكو  – برادوست – ترگور – مرگور-  كردهاي قوچان  در شمال خراسان ايران – جلالي – دومبلي – كردهاي ارمنستان – حسكه – قاميشلي – حلب – مناطق كردنشين آناتولي –ايروان – باروكلي در كوههاي آرارات – تور عابدين – موش -  دوگو – ارزنجان – خرپوت – موصل – آميدي – كوههاي شنگار – سيواس – ملاطيه – اورفا – سلماس – كردهاي شمال خراسان شامل شهرهای  شیروان، بجنورد، اسفراین، چناران، فاروج، باجگیران، آشخانه، درگز، کلات، لایین، جوین، مانه و سملقان، راز، ورادکان کردهای شمال ایران: استان  گيلان – مازندران – شهرستان  نور – كلاردشت )    كردهاي  اطراف تهران شهر دماوند و قراء اطراف ، جابان سربندان و سرخده.

گويش كرمانجي شمال بيش از 22 ميليون گويشور كردي دارد كه بيشترين درصد گويشوران كرد را رغم مي زند و حدود 49% از جمعيت ملت كرد به اين گويش تكلم مي كنند .

دهوک


استان دهوک (به کردی:دهۆک ) از استان‌های کردنشین کشور عراق است که در شمال این کشور و در منطقه خودگردان کردستان قرار دارد.

نام این منطقه در زبان آسوری نوهادرا است و پیش از ۱۹۷۶ میلادی بخشی از استان نینوا بشمار می‌آید و استان موصل هم نامیده می‌شد.[۱]

در جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس، شهر دهوک تخلیه شد و به اشغال نیروهای بعثی درآمد.


از زمان سرنگونی صدام حسین این شهر از نو رونق خود را بازیافته است.

شهرها و روستاهای آسوری‌نشین استان دهوک

مرکز آن شهر دهوک است.


از دیگر شهرهای مهم این استان شهر زاخو است.



انگلیس و شورش اسماعیل آقا سیمقو

انگلیس و شورش اسماعیل آقا سیمقو


ادامه مطلب


سمیتکو

ادامه نوشته

هرکی


ایل هرکی از سه طایفه تشکیل شده و هر یک از طوایف نیز به تیره‌ها منشعب می‌گرد. ایل هرکی از جمله ایلاتی است که مقام ریاست آن انتخابی است و مانند انتخابات ریاست جمهوری اغلب کشورها عمل می‌شود.

نحوه انتخاب این مقام در طایفه سیدان در انتخابات رئیس، همه عشایر ایل حق رأی ندارند، بلکه ۱۳ تیره که عموماً از تیره های اصلی هستند حق شرکت و رأی دارند و می‌توانند هم رئیس را انتخاب کنند و هم او را از مقام خویش عزل نمایند. این ۱۳ تیره در بین عشایر ایل به 'پیساقا' و بقیه به 'ملت' معروف هستند. تیره‌های اصلی یا پیساقا شامل تیره‌های لباسی، ماله باس(ماله باسی)، میرزاشیخا، مام موسی، ماله‌سوار، ماله چاوشن، می‌ساندینی، ماله‌سن، خودادائی، ماله‌به، کی(گ ی)، تیلی و ماله خان می‌باشد . علاوه بر مقام ریاست ایل که پس ازتایید۱۳تیره اصلی، پست قائم مقامی ریاست ایل نیز مطرح است و این مقام نیز خاص تیره مام موسی وبعضا ماله باسی است که در غیاب رئیس ایل، زمام امور را به‌دست می‌گیرد. طوایف ایل هرکی قبل از مشروطه کوچ‌رو بودند و معمولاً از اردیبهشت به مدت چهارماه به مناطق ییلاقی واقع در کوه‌های مرزی ایران و ترکیه و ایران و عراق کوچ می‌کردند.رهبرعشایر هرکی درگذشته پیروت آغای هرکی بوده وهم اکنون رهبربعضی عشایرهرکی ایران فیصل بیگ مندا هرکی میباشد.وهمجنين آزاد بیگ مندا هرکی ازرييس عشايران مهم عشىره هركى ايران محسوب ميشوندومورد تأييدمردم عشيره هستند.


هَرَکی(هه رکی-هه رگی) یکی از ایل‌های کرد ایران ساکن در کردستان ایران، کردستان عراق، و کردستان ترکیه است.

هَرَکی ایران بیشتر در منطقهٔ غربی استان آذربایجان غربی ایران ساکن است و زبان مردم این ایل کردی کرمانجی است.

ایل جلالی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

جلالی نام یکی از ایل‌های کرد ایران استان آذربایجان غربی در شهرستانهای ماکو، چالدران، و خوی می‌باشد. زبان گفتاری ایل کردی کرمانجی می‌باشد[نیازمند منبع]. این ایل الان بیشتر حالت یکجانشینی پیدا کرده اند و در شهرهای ارومیه، خوی، ماکو، چالدران، پلدشت و شوط ساکن شده اند. [۱] .

ایل جلالی بزرگ‌ترین ایل منطقه آذربایجان غربی می‌باشد که حدود ۲/۴۸ درصد از خانوارهای کوچنده استان را شامل می‌گردد. از ۱۰ طایفه و ۵۹ باو و ۲۴۷ اوبه تشکیل شده و بدلیل داشتن جمعیت فراوان و گستردگی طوایف و عظمت آن به نام جلالی مشهور شده است. براساس روایت عشایر نام بنیانگذار ایل " جلال" بوده است. درنظام زندگی ایل جلالی قدرت مرکزی از آن رئیس ایل بوده و نظیر سایر قدرتهای ایلی موروثی می‌باشد. بعد از رئیس ایل، رئیس طایفه و بعد از او "سراوبه" در راس هرم قدرت قرار دارند. هر طایفه از چند باو تشکیل می‌شود و هر باو نیز بزرگ و ریش سفیدی دارد که به هنگام ضرورت مورد مشورت قرار می‌گیرد. در گذشته قدرت مرکزی ایل اهمیت خاص داشته و حیات ایل در گرو تصمیمات وی بوده است. اما هر چه طوایف گسترده تر می‌شدند و اوبه‌ها فراوانتر، به همان اندازه از حیطه قدرت مرکزی دور شده و بر قدرت طایفه افزوده می‌شده است. [۲]

تبعید عشایر جلالی در دوران رضاشاه ابعادی وسیع به خود گرفت، از ۵۰۰۰ خانوار تبعیدی کرد جلالی از ماکو به قزوین، تنها ۵۰۰ نفر بعد از شهریور بیست بازگشته بودند.

معرفی قلعه بردوک

قلعه بردوک
قلعه بردوک

روستای بردوک – از توابع محال صومای برادوست- در ابتدای دره سلطانی، در دامنه مشرف به رودخانه کم آبی قرار دارد.

در دژ از سه بخش حصار تدافعی، دیوار میانی و ابنیه مرکزی تشکیل شده است.

حصارتدافعی: در ساختمان حصار تدافعی از سنگ های لاشه با ملاط  احتمالاً ماسه و آهک استفاده شده و ستون های نیم دایره و توپر بسیار محکمی در فواصلی از دیوار تعبیه شده است. کتیبه ای در دو سنگ مرمر کوچک در کنار هم در بالای ورودی و زیر قوس دروازده دیده می شود. متن آن چنین است: " ... هذه العمارف صاحب السلطنت تقی سلطان بن نظربیک بن غازی بیک فی سنه 1078"


دیوار میانی: ورودی دروازه به شکل چهار گوش و به صورت عمیق در جبهه های میانی دروازه، در شرق دژ تعبیه شده است و به واسطه یک فضای کوچک مستطیلی شکل، معبر ورودی به بخش میانی را با دروازه اصلی بنا ارتباط می دهد.

ابنیه مرکزی: در بخش مرکزی قلعه بقایای چند بنای دیگر – با واحد سالم – وجود دارد. این بنا چهارگوش و مصالح آن سنگ های چهارگوش و ملاط آن شن و آهک است. بر نوک قله نیز بقایای یک برج دیدبانی مربع شکل از سنگ لاشه و ملاط  شن و آهک دیده می شود. بالای ورودی سنگی آن با قوس های کوچک – از سنگ آهک سفید و سیاه – تزیین شده و طرفین رئوس خارجی اضلاع آن با استفاده از سنگ های تراشیده شده آتشفشانی مزین شده است. شکل قوس های نگه دارنده گنبدها رومی و سنگ های سیاه رنگ تراشیده شده دارد.

منبع: میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی

طوایف کرد در استان آذربایجان شرقی


در منطق تاریخی قراچه داغ (امروزه ارسباران) شش طایفه کردِ شیعه ی ترک زبان حضور دارند، چلبیانلو، محمدخانلو، حسینکلو، حاجی علیلو، حسن بگلو و قراچرلو. غیر از این ایل شیعه و ترک زبان شکاک مناطق در مناطق عمده ای در شمال میانه حضور دارند

طوایف کرد در شرق ایران


  • کردهای بلوچستان:
  • طایفه‌های سهراب زایی، مصطفی زایی، میرابلوچ زایی، گدازایی، شه کرم زایی، الله رسان زایی، جمال زایی، کمال خانی زایی، علم خان زایی، درزاده، غلام رسان زایی، شهدادزایی، سید خان زایی، سالار زایی، علما خان زایی، میریحیا زایی، مرادزایی، گل محمود زایی، ناگزی زایی شهمراد زایی، گنگدازایی، بولگاک زایی، متیم زایی، عجب زایی، کرم زایی، ناروزایی.[نیازمند منبع]

در استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به زبان کردی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کردتبار[نیازمند منبع] این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه عباس از منطقه غرب دریاچه اورمیه به این نواحی برای محافظت از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.[۵]

  • طوایف زعفرانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند، کاوانلو در رادکان، دوانلو در مزوج و بجنورد، عمارلو در نیشابور، ایزانلو و عمرانلو در شیروان، شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو در قوچان، پالکانو در جیرستان، پهلوانلو در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغار، کم کیلانلو در باجگیران، سپرسپرانلو در جیرستان، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (بادانلو)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، زنگنه، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، چگنی، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو و...
  • کلات: اردلان، شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو و... ایل‌ها و طوایف دیگری را می‌توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده‌اند، که یادآوری آنها نیز بتدریج صورت میگیرد.
  • توپکانلوها یکی از گروههای کُرد پراکنده در استان خراسان هستند که خود را (توپان) می‌نامند و توپان را واژه‌ای کردی به معنای انبوه جمعیت یا درخت می‌دانند. برخی این معنا را به سبب پرجمعیت‌ بودن توپکانلوها در میان عشایر خراسان دانسته‌اند. [۱۸] این احتمال وجود دارد که چون این ایشان در صنعت سر رشته داشته اند توپچی، توپ‌های جنگی بوده اند.

بنابر شواهد تاریخی خاستگاه اصلی توپکانلوها به احتمال قوی مناطق غرب ایران و کردستان بوده است. آنها نیز مانند دیگر گروههای کرد خراسان به تدریج در دورهٔ حکومت شاه اسماعیل اول (۹۰۷-۹۳۰ق/۱۵۰۱-۱۵۲۴م)، شاه عباس اول صفوی (۹۹۶-۱۰۳۸ق/۱۵۸۸-۱۶۲۹م) و نادرشاه افشار (۱۱۴۸-۱۱۶۰ق/۱۷۳۵-۱۷۴۷م) برای مقابله با ترکمنها و ازبکها به‌ سرحدات شمال شرق کشور کوچانده شدند. [۱۹] و در نواحی چکنه، مشهد، جوین، نیشابور، دشت تقی، درگز، قوچان، شیروان، سرخس، اسفراین و بینالود استان خراسان اسکان یافتند .

درگذشته شمار بسیاری از توپکانلوها کوچنده بودند و میان نواحی ییلاقی دامنهٔ کوههای شاه‌جهان و آلاداغ، حاشیهٔ رودخانهٔ اترک و نواحی اطراف مراوه تپه و نواحی قشلاقی اطراف سرخس، کشف‌رود و مزدوران کوچ می‌کردند . ایوانف که در اوایل سدهٔ ۲۰م در میان کردهای خراسان بوده است، از گستردگی کوچ توپکانلوها و اتحاد و همبستگی آنها در کوچ اظهار تعجب می‌کند و می‌گوید: کوچ توپکانلوها که چند هفته در مسافتی طولانی طول می‌کشید، بیشتر بدون پیشامدهای ناگوار و دزدی خاتمه می‌یافت . امروزه بیشتر توپکانلوها یکجانشین شده‌اند و در روستاها و شهرها اسکان یافته‌اند، اما شمار اندکی از آنها هنوز میان دهستانهای شهرستانهای اسفراین، بجنورد، برد اسکن، چناران، درگز، سبزوار، سرخس، شیروان، طبس و... استان خراسان ییلاق و قشلاق می‌کنند (سرشماری، جمعیت، ۵۴-۷۱).

زبان مادری توپکانلوها مانند گروههای دیگر کرد خراسان، کردی، و احتمالاً از دستهٔ گویشهای مُکری بوده است. درآمیختگی و همزیستی کردهای خراسان با همسایگان ترک و ترکمن در چند صد سال گذشته، سبب شده که بسیاری از عناصر فرهنگ کردی گروههای قومی کُرد، از جمله زبان، جایش را به زبان و فرهنگ ترک و ترکمن بدهد؛ از این‌رو ایوانف شناسایی هویت کردهای خراسان را مشکل دانسته است و آنها را ترک‌زبانان یا ترکمن‌شده‌هایی می‌داند که رفته رفته هویت کردی را از دست می‌دهند. [۲۰] ایل افشار که در بالا اشاره شده از ترکان افشار اورمی هستند که توسط نادر شاه افشار در تاریخ ۱۱۴۲ ه.ق به ریاست کوسه احمدلوی افشار ارومی از شهر اورمیه کوچ داده و در منطقه ابیورد خراسان ساکن شده اند اینها اصالتاً از ترکان افشار اورمیه می باشند

طوایف کرد در جنوب ایران


  • کردهای خوزستان : سه گروه از زنگنه ها و یک گروه از جلالی ها در گرمسیر جانکی حضور دارند که در زمان نادرشاه به این منطقه آورده شده اند، همچنین طایفه ای به نام آل بو کرد در چند روستا در جنوب اهواز ساکن هستند.[۱۴]
  • کردهای استان فارس : در تاریخ نام بیشتری از آنها بوده و امروزه تنها در برخی روستاهای توابع کازرون مانند عبدو [۱۵] و کرون [۱۵] باقیمانده اند. زبانشان حالتی میان فارسی و کردی دارد اما ویژگیهای زبان کردی و اصطلاحات کردی در میانشان رایج است. برخی از طوایف کوهمره سرخی نیز کرد تبار می باشند که زبانشان ویژگیهای زبان کردی را دارا است. [۱۶]

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می کنند. ۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده اند. [۱۷]ینها

  • کردهای کرمان:
  • طایفه‌های بامری در جبال بارز، ، و افشارقاسملو (قاسم اولادی).
ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده است. مهنی ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوههای بارز