سال 92 مبارک

بهار شو .....
شادي را هديه كن حتي به كساني كه اونو از تو گرفتن .
عشق بورز به اونها كه دلت رو شكستن .
...
دعا كن براي اونها كه نفرينت كردن .
درخت باش برغم تبرها ،
بپر به كوري چشم خفاشها ،
بهارشو و بخند كه خدا هنوز با ماست .

بهار شو .....
شادي را هديه كن حتي به كساني كه اونو از تو گرفتن .
عشق بورز به اونها كه دلت رو شكستن .
...
دعا كن براي اونها كه نفرينت كردن .
درخت باش برغم تبرها ،
بپر به كوري چشم خفاشها ،
بهارشو و بخند كه خدا هنوز با ماست .
***** كرمانج كيست *****
شوان پرور (به کردی: Şivan Perwer/شڤان پەروەر/شوان پهروهر) (زاده دسامبر ۱۹۵۵ در روستای «سوری» میان دیاربکر و اورفه) با نام اصلی اسماعیل آیگون (به ترکی: İsmail Aygün) از خوانندگان مشهور و مردمی کرد ترکیهاست. ترانههای وی اکثرا حماسی و میهنپرستانهاست.
وی فعالیت هنری را از سال ۱۹۷۵ شروع کرد و تا سال ۲۰۰۲ بیش از ۲۲ اثر خلق نمود. آخرین اثر وی به نام men bira te kirya از طرف موسسه اکادامی harles cros موفق به دریافت بزرگترین جایزه هنری از آن کشور شد.
ناصر رَزازی یکی از خوانندگان کردستان ایران است.
او در سنندج زاده شد ولی بیشتر زندگی خود را در خارج از ایران و در کشورهای سوئد و عراق گذراند.
وی در اوایل انقلاب ایران که یکی از پیشمرگهای حزب کومله کردستان بود. به عراق رفت بعد از آن با نا آرام شدن عراق به اروپا رفت اما فعالیت هنری خود را ادامه داد و حتی به فعالیت فرهنگی هم پرداخت و پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین دوباره به عراق بازگشت. او هم اکنون ۵۲ سال سن دارد.
از مشهورترین آهنگهای وی آهنگ درخشان برزی برزی یا به رزی به رزی است.
کردستان سرزمین ترانه ها و آهنگ هاست و در هر منطقه آن صدها آهنگ، ترانه،
بیت و لالایی وجود دارد. این ترانه ها با رنگ های شاد و گوناگون نوازش گر
اهل دل است.

آب سرد و قابل شرب آن که از کوههای مرتفع کردستان سرچشمه می گیرد منظره جالب و طبیعت غیر قابل وصفی را بوجود آورده که باعث آرامش و آسایش مسافران بیشماری میشود که از اقصی نقاط کردستان و مناطق عرب نشین عراق به این منطقه خوش اب و هوا آمده اند.در کنار آبشار مغازه های مختلفی جهت خرید سوغاتی و نیز صرف غذا وجود دارد.

احمد كايا در سال 1957 در شهر مالاتياي تركيه در خانواده اي پنج فرزندي چشم به جهان گشود. ولي شايد زندگي او از روزي شروع شد كه پدرش با سازي هم قد احمد به خانه آمد.
اولين ترانه اش را زماني ساخت كه شيفته ي "یاشار آغا بي" بود. همه ي شعر ترانه اين بود: "يك فولوكس واگون خواهم خريد/اسم اش را یاشار خواهم گذاشت". پدرش كه بازنشسته ي نساجي بود براي رفاه حال بيشتر، خانواده را به شهر استانبول و محله ي "كوجا مصطفي پاشا" كوچانيد.در اين دوران احمد مشغول اتمام دوره ي متوسطه ي تحصيلي است، ترانه هاي محلي و گوش كردن به مارش ها را دوست دارد و براي يافتن صدا و سبك خاص خود دائما ترانه هايي مي سازد و مي خواند.

در دانشگاه "بوغازچي" با استادان ساز آشنا مي شود.آنان به او مي گويند كه طوري ساز مي نوازد كه انگار دارد ساز را كتك مي زند.از آن موقع است كه احمد به تفاوت دنياي خود پي مي برد.صداي او صداي اعتراض و سازش، ساز مخالف است.

فرهنگ کهن و دیرینه کردها بر خلاف آنچه متصور است که نظام مردسالاری حاکم است جایگاه و ارزش خاصی به زنان داده شده و همیشه شیرزنان کرد پا به پای مردان در صحنه های سیاست و جنگ و دفاع از ملت خود حضور پر رنگ داشته اند.نمونه هایی از آن را میتوان در رسم هه لپه رکی(رقص کردی) که جزو قدیمی ترین رقص های جهان است مشاهده کرد.در سنت کردها رقص فقط مخصوص عروسی ها نیست بلکه در مراسمات خاص مذهبی و عرفانی و در زمان جنگ برای گرم کردن افراد و یک نوع آرایش نظامی و در گذشته حتی در عزاداری ها رقص های متنوعی استفاده میشده است.به گفته یک کارشناس بیش از ۳۰۰ نوع رقص کردی در سراسر دنیا وجود دارد که هر یک مختص منطقه خاصی از کردستان میباشد.قوانین خاصی که در رقص کردی وجود دارد نشاندهنده ارزش و جایگاه زن در فرهنگ کردهاست.به عنوان مثال زنان میتوانند در یک رقص گروهی در جلوی صف که سر چوپی نام دارد برقصند.سرچوپی در یک رقص دسته جمعی جایگاه ویژه ای است که نقش فرماندهی و رهبری دسته را به عهده داد و دیگر افراد گروه باید حرکات خود را مطابق با سرچوپی تنظیم کنند.معمولا اگر کسی که در این جایگاه قرار میگیرد یک زن باشد کسی اجازه ندارد دستمال سرچوپی را از وی بگیرد مگر اینکه خودش آن را به شخص دیگری تعارف کند.آخرین فرد صف که گاوانی نامیده میشود و به لحاظ ارزش جایگاهی پایین تر از بقیه صف دارد. زنان نباید در گاوانی باشند و اگر زن یا دختری در این جایگاه افتاد سریع باید یکی از پسرهای فامیل بنا به احترام جایش را با او عوض کند و اگر هم در گروه رقص نباشد باید دست گاوانی را بگیرد و برقصد تا زن در این جایگاه نباشد.وقانون دیگر اینکه دختری که میخواهد برقصد میتواند دست هر پسری را در گروه بگیرد و به رقص ملحق شود.و تا زمانی که آن دختر از گروه رقص خارج نشود پسر اجازه ندارد دست او را رها کند چون این کار توهین و بی احترامی محسوب میشود.اما پسران این اجازه را ندارند که دست هر دختری را در گروه رقص بگیرند.و اگر اتفاقی با خروج چند نفر از گروه رقص یک پسر و دختر در کنار هم قرار گرفتند باید اول دختر دست پسر را بگیرد تا رقص ادامه پیدا کند در غیر اینصورت باید یکی از طرفین رقص را ترک کنند یا اینکه برادر یا یکی از نزدیکان دختر بینشان قرار بگیرد تا رقصشان را ادامه دهند.

لباس زنان کرد یکی از زیباترین و جذاب ترین لباسهای دنیاست که در تنوع رنگ و فرم بیش از صدها نوع مختلف از لباس زنانه کردی وجود دارد که با رنگ های روشن و پولک های براق تزئین میشود و یا سکه های طلا به حاشیه آن دوخته میشود که گاهی ارزش یک لباس زنانه تا ده ها میلیون تومان افزایش می یابد.شکل و فرم این لباس با توجه به منطقه و سلیقه زنان کرد فرق میکند.اما در جنگ ها زنان مثل مردها لباس میپوشند و هیچ فرقی با هم ندارند.
در فرهنگ کردها برخلاف ملت های دیگر که کنیه پسر را به پدرانشان نسبت میدهند می توان کنیه را به مادر هم نسبت داد و اسم یک پسر را با پسوند نام مادرش صدا زد.مثل :(علی داده عایشه)یعنی علی پسر عایشه خانم.
کردها معمولا افراد بزرگ خاندان و طایفه و یا درقدیم کدخدا و هر شخص بزرگی را با پسوند خان صدا میزنند.و این پسوند که در فرهنگ های شرقی مخصوص مردان است در بین کردها به زنان هم تعلق میگرد و زنان هم میتوانند مانند مردها خان باشند.مثل هیرو خان(همسر مام جلال،ریس جمهور عراق)
معمولا کردها به افراد غیرتمندی تعبیر میشوند که تعصب خاصی روی ناموس و زنانشان دارند.اما این تعصب هیچ گاه مانعی برای حضور زنان در عرصه های اجتماعی و فرهنگی نشده است به هر حال تعصب کورکورانه در هر موردی اشتباه است. کمااینکه با این اوصاف سنت ها و رسم های کهنه ای هم در بعضی از مناطق کردنشین وجود داشت که منافی حقوق زن و حق انتخاب او در تعیین سرنوشت آینده زندگی بود. امروزه خوشبختانه بیشتر این سنت ها در دور افتاده ترین روستاهای کردستان هم منسوخ شده است.
کردهای
قزوین از ایلهای کرد ایران هستند که در سرزمین قزوین سکونت دارند و
عبارتند از: «باجلان، بهتوئی پاپلی، چگینی، جلیلوند، رشوند، غیاثوند،
کاکاوند، کرمانی و ایل مافی»
«دستهٔ دیگر طوایف شهرستان قزوین،
اکراد هستند که معلوم نیست چه وقت آنها را باینحدود کوچاندهاند. حتی روسای
آنها نیز نمیدانند که در چه دوره و به چه علت و در چه تاریخ آنها را به
این ناحیه آوردهاند. بعضی عهد شاه عباس بزرگ و برخی دوران نادرشاه، گروهی
نیز زمان آغامحمدخان قاجار را حدس میزنند. ظاهراً پیش از دوران قاجاریه
آنها را کوچاندهاند که انتقال آنها در خاطرهها نماندهاست. در تاریخی هم
ذکر نشدهاست. در صورتی که اگر در زمان آغامحمدخان آنها را به این شهرستان
آورده بودند هم در خاطر مردان آنها سینه به سینه محفوظ میماند و هم در
تاریخ قاجاریه ذکر میشد».
«طوایف اکراد فعلی را هم ممکن است تصور
نمود که شاهنشاه صفوی بحدود قزوین کوچ داده و در دهستانهای غربی و شمال
غربی در برابر شاهسونها مکان داده باشد که اگر طوایف مزبور بخیال خودسری و
گردنکشی افتادند با نیروی اکراد آنها را سرکوب کند و اگر اکراد بیاغیگری
برخواستند به کمک شاهسونها بتادیب آنها بپردازد. چون قسمتی از شاهسونهای
اطراف قزوین به «شاهسون بغدادی» معروفند احتمال داده میشود آنها را از
پیرامون بغداد به آنجا کوچ داده باشند».
«بالجمله طوایف کرد در
دهستانهای تارم و قاقزان و دودانگه و رودبار و الموت و کوهپایه و فشاریات و
فشگلدره، اکثر تخته قاپی و در دهات سکونت دارند. معذالک عدهای نیز به
قشلاق _ ییلاق میروند. قشلاق آنها «تارم» و سواحل رودخانهٔ شاهرود و خاک
عمارلو است و ییلاقشان قاقزان و اطراف جاده رشت و دامنه البرز کوه و
غیرهاست».
«طوایف اکراد در قزوین عبارتند از: باجلان، بهتوئی
پاپلی، چگینی، جلیلوند، رشوند، غیاثوند، کاکاوند، کرمانی و مافی و حبیب وند
و گورانی. خوانین این طوایف جز کاکاوند تمامی در شهر مقیم بودند که اکنون
نیز اولاد آنها در شهر ساکنند».
شهرهای
ترکیه شامل : ديار بكر – جزيره – ارزروم –
هركي – شكاك- بايزيد – حكاري – ماردين – وان – بتليس – آگري – شمدينان –
دهوك –
زاخو – عماديه –سنجار – عقره – عفريني – کردهای آذرباییجان غربی شامل
: اروميه
– سلماس – ماكو – برادوست – ترگور – مرگور- كردهاي قوچان در
شمال خراسان ايران – جلالي – دومبلي – كردهاي ارمنستان – حسكه – قاميشلي –
حلب –
مناطق كردنشين آناتولي –ايروان – باروكلي در كوههاي آرارات – تور عابدين –
موش -
دوگو – ارزنجان – خرپوت – موصل – آميدي – كوههاي شنگار – سيواس – ملاطيه –
اورفا –
سلماس – كردهاي شمال خراسان شامل شهرهای شیروان، بجنورد، اسفراین،
چناران، فاروج، باجگیران، آشخانه، درگز، کلات، لایین، جوین، مانه و سملقان،
راز، ورادکان کردهای شمال ایران: استان گيلان – مازندران –
شهرستان نور – كلاردشت ) كردهاي اطراف تهران
شهر دماوند و قراء اطراف ، جابان سربندان و سرخده.
گويش كرمانجي شمال بيش از 22 ميليون گويشور كردي دارد كه بيشترين درصد
گويشوران كرد را رغم مي زند و حدود 49% از جمعيت ملت كرد به اين گويش تكلم مي كنند
.

استان دهوک (به کردی:دهۆک ) از استانهای کردنشین کشور عراق است که در شمال این کشور و در منطقه خودگردان کردستان قرار دارد.
نام این منطقه در زبان آسوری نوهادرا است و پیش از ۱۹۷۶ میلادی بخشی از استان نینوا بشمار میآید و استان موصل هم نامیده میشد.[۱]
در جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس، شهر دهوک تخلیه شد و به اشغال نیروهای بعثی درآمد.
از زمان سرنگونی صدام حسین این شهر از نو رونق خود را بازیافته است.
مرکز آن شهر دهوک است.
از دیگر شهرهای مهم این استان شهر زاخو است.
