کردهای لبنــ

کوردهای جبل لبنان ازمدتهای مدیدی به این منطقه آمده‌اند که امروزه در قسمت بزرگی از خاک لبنان با اقتدار به زندگی خود ادامه می‌دهند .

اینان نقش آشکاری را در ساختار تاریخ سیاسی و اجتماعی لبنان خصوصاً دردوران عثمانی ها و در دوران حاضر بازی کرده اند . از جمله این خاندان اصیل و ریشه دار ساکن در لبنان : خاندان کورد معنیون ، ال عماد ، جنبلاطیون ، ال مرعب ، ال عبود ، و ال سیفا در مناطق شمالی و در شهرهای عکار و طرا بلس و در مناطق جنوبی آل فضل و صعبیون هستند . بیشترشان خانواده های فئودال و نیرومندی بودند که در مراحل مختلف زمانی و همچنین به خاطر علل مختلف به لبنان سفر کرده اند . بعنوان مثال :ایوبیان در دوره‌ی جنگهای صلیبی به جهت پاسداری از مرزهای اسلامی به این منطقه وارد شدند . گروهی نیز در ابتدای قرن چهاردهم میلادی به منطقه طرابلس ، عکار و ضنیته با هدف استوار کردن حکومت ممالکیت در بلاد شام وارد شدند .

albom..

shabash



چهریق


چـِهریق یکی از روستاهای منطقه کتبان شهرستان سلماس در استان آذربایجان غربی ایران است که در

منطقه مرزی ایران و ترکیه واقع شده است.

این روستا تاریخی دیرین دارد و دژ آن به نام «قلعه چهریق» معروف است. قلعه چهریق محل تبعید سید علی محمد باب بنیانگذار کیش بابی بود.

تیره مامدی از طائفه عبدویی قبیله کرد شکاک ساکن چهریق هستند. همچنین از طایفه کاردار ایل شکاک پنج تیره نعمتی، مامدی کاردار، شَکری، ادمانی و اوری در چهریق سکونت دارند.

چهریق همچنین یکی از پایگاه‌های فردی شورشی به نام اسماعیل سیمیتقو بود که مناطق مرزی ایران را به آشوب کشانده بود. در آن زمان چهریق صحنه رفت‌وآمد برخی از رجال دولتی ایران و همچنین حمله و جنگ بود.


نام روستایی در جنوب غربی سلماس کنونی که به سبب برخی از حوادث تاریخی یکی از مشهورترین روستاهای سلماس هم به حساب می آید . دلیل مشهور بودن نام روستا برمی گردد به سرگذشت و تاریخچه قلعه محکمی که بر فراز کوهی بلند بنا شده است ، هرچند بر اساس برخی شواهد و نشانه های محکم تاریخ ساخت این قلعه به هزاره دوم قبل از میلاد و زمان حکومت اورارتو بر می گردد (1) اما زمانی که این قلعه مکانی برای حکومت سرکرده شورشی اکراد یا همان سیمیتقو قرار گرفت به سبب جنایات وی نام قلعه چهریق بیش از پیش در یاد و خاطره مردم هرچند به تلخی ، حک شد . البته قبل از این تاریخ نیز این قلعه به سبب استحکام و عدم نفوذ پذیری مکانی بود برای زندانیان خطرناک دولتی که از آن جمله می توان به محمدعلی باب بنیانگذار فرقه بابیه اشاره کرد (2) . امروزه بقایای اندکی از این قلعه باقی مانده است .


اسماعیل آقا شکّاک


اسماعیل آقا سیمیتقو یا اسماعیل آقا شکاک معروف به سمکو شکاک یکی از رهبران ایل شکاک در منطقه مرزی ایران و ترکیه بود. او با دولتهای روسیه، انگلستان، ترکیه و آلمان ارتباط نزدیک داشت. بارها در اواخر دوره قاجار و اوایل دورهٔ پهلوی با قوای دولتی زد و خورد کرد. وی عده‌ای از مردم آذربایجان غربی و نیروهای دولتی و سران مذهبی آسوری‌ها را در میانه وقایعی که به جیلولوق معروف گشت، کشتار کرد و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۰۹ توسط نیروهای دولتی کشته شد. محل استقرار او قلعه چهریق بود[۱].

جنازه سمکو شکاک
اسماعیل آقا شکاک شانه به شانه نیروهای روسیه تزاری، نیروهای عثمانی را از کردستان ایران بیرون راند و بعد از انقلاب اکتبر که سپاه روسیه تزاری از ایران خارج شد، سلاح زیادی برای اسماعیل آقا باقی ماند. در شرایطی که نیروهای نظامی دولت ایران چندان نفوذ و قدرتی در منطقه کردستان نداشتند سمکو رهبری منطقه را در دست داشت. شاید نبود و عدم بقای سلطه روسیه، موجب تحرک سمکو در منطقه شد و حتی بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ سمکو با دولت‌های همسایه نوعی پیوند و ارتباط برقرار کرد. از جمله اینکه رابطه‌ای خاص با شیخ محمد خیابانی داشت. سمکو سربازان ترک مناطق مراغه و میاندوآب را ناچار کرد که از کردستان بیرون بروند، در منطقه ی مهاباد هم به سپاه ایران حمله کرد و آنها را شکست داد. سمکو در پاییز ۱۹۲۲ خود را شاه کردستان نامید و به پیمان سور بسیار خوش بین بود. پس از اینکه رضاخان وزیر جنگ شد، با فرستادن لشکریان دولتی به جنگ سیمیتقو سرانجام او را شکست داد و سیمیتقو به ناچار به ترکیه گریخت. پس از چند سال به ایران بازگشت و با چند صد تن از کردهای هرکی سلماس را محاصره نمود، ولی باز از نیروهای دولتی شکست خورد و از ایران گریخت. سرانجام سیمیتقو اجازه یافت به ایران بازگردد و به حکومت اشنویه گمارده شد؛ امـا رضاشاه حکم به محکومیت او داده بود؛ و چند روز بعد به دست سربازان ایرانی کشته شد


جلال طالبانی پیش مرگه قدیمی کرد  جدال  با مرگ

«مام جلال» لقبی است که پیشمرگان همرزمش سال‌ها پیش در دل کوهستان‌های کردستان به او داده‌اند، برخی دیگر به دلیل تبحرش در دیپلماسی او را «چرچیل خاورمیانه» می‌خوانند و در دهه اخیر نه‌تنها عراقیان بلکه جامعه جهانی وی را موهبتی برای عراق جدید دانسته و می‌دانند چرا که در عراقی مملو از چندگانگی‌های هویتی و تضادهای قومی و مذهبی، در عراقی سرشار و خسته از بحران، در عراقی مانده در میانه راهی دشوار و طولانی او شاید تنها ناخدا و رهبری سیاسی است که توانایی و درایت در دست داشتن سکان هدایت این کشتی طوفان زده را برای رهانیدن از امواج سهمگین پیش‌رو داشته باشد؛ ناخدایی سپیدموی و مبارز که بیشتر عمرش را به امید یافتن ساحل صلح و آرامش در دریاهای طوفان‌زده و ناآرام به مبارزه و تلاش سپری کرده است؛ پیشمرگه دیروز کوهستان‌های صعب‌العبور کردستان و رهبر امروز عراق، کسی که اینک در حال مبارزه‌کردن نه با صدام و بعثیان بلکه با بیماری و مرگ در بیمارستان چریت برلین است.

ادامه نوشته

حلبچه


حَلَبچه یا حلبجه (به کردی: هه‌له‌بجه Helebce) از شهرهای کردستان عراق در ۱۰-۱۵ کیلومتری مرز ایران و ۲۲۵ کیلومتری شمال شرقی بغداد است. اين شهر در منطقه شهرزور عراق قرار داردجمعیت حلبچه در حدود ۸۰٫۰۰۰ نفر است که بیشتر ایشان کرد هستند. حلبچه از مناطق گورانی (هورامي) زبان بوده که در آن کردی سورانی به مرور جانشین گویش گورانی گشته‌است

بمباران شیمیایی

ساکنان حلبچه در جریان جنگ ایران و عراق، در تاریخ ۱۶ تا ۱۷ مارس ۱۹۸۸ توسط رژیم وقت عراق بمباران شیمیایی شدند و بیشتر از پنج هزار غیرنظامی و بی دفاع در یک نیمروز درین شهر جان باختند، این شیمیایی تقریباً همزمان بود با عملیاتی مرسوم به عملیات انفال ( عملیا ت انفال عملیاتی بود که پیرامون آن حدود ۱۸۲ هزار نفر به‌ویژه کودکان و زنان و سالخوردگان مناطق کردنشین کشته شدند ). حلبچه در آن زمان ( زمان شیمیایی ) در اشغال نیروهای ایرانی و همچنین در دست گروه‌های کرد بود.

احمد ناطقی , سعید صادقی و سعید جان بزرگی عکاسانی بودند که همزمان با بمباران شیمیایی، در کوچه‌های حلبچه بودند وعکسهای مهمی از قربانیان حلبچه ثبت کردند انتشارعکسهای آن‌ها به دلیل آنکه در لحظه مرگ قربانیان گرفته شد؛ تکان دهنده بود و تاثیر فراوانی بر افکار عمومی جهان گذاشت عکس عمر خاور (مرد کردی که کودکی را در آغوش دارد) از آثار احمد ناطقی و تندیس همین تصویر در چند جای حلبچه ساخته ونصب شده‌است

قربانیان حمله شیمیایی حلبچه.عکس از احمد ناطقی
Chemical weapons Halabja Iraq March 1988.jpg

شایان ذکر است عکاسان سایر کشورهای جهان دو روز بعد از این جنازه عکس گرفته‌اند اما بدلیل گذشت زمان جنازه‌ها از حالت اولیه خارج شده واز تاثیر گذاری کمتری برخوردار بود

گازهای سمی به‌کاررفته از سوی دولت عراق در حلبچه گاز خردل، سارین، تابون و وی‌اکس بود که از سوی برخی دولت‌های غربی به رژیم بعث عراق تحویل داده شده بود و معامله‌گر هلندی فرانس فان آنرات در این مسئله نقش کلیدی داشت.

کیهان کلهر نیز قطعه‌ای به یاد قربانیان حلبچه نواخت که در آلبوم شهر خاموش منتشر شد.

انفال یا تراژدی مرگ و آوارگی کُردهای عراقی.



 «کردستان امروز». آغاز جنایات صدام علیه کُردهاى عراق به سال ۱۹۸۰ باز مىگردد که کشتار و تبعید کُردهاى فیلى (Feyli) نقطه شروع آن است. فیلىها طایفهاى از کُردهاى شیعه هستند که در آن سالها مورد آزار و اذیت دیکتاتور عراق قرار گرفتند. صدام آنان را ایرانى و دشمن خود مىدانست، بنابراین فیلى‏ها را به ایران تبعید کرد و بسیارى دیگر را به قتل رساند. زنان و کودکان این تیره کُرد از شکنجه صدام در امان نبودند. آنان اغلب زندانى مى‏شدند و یا به کمپها تبعید مىشدند. در واقع، هنگامى که صدام به قدرت رسید تمرکز وى بر پاکسازى نژادى کُردها از فیلىها آغاز شد. فیلی‌ها در دامنههاى جنوبى رشته کوههاى زاگرس و در نزدیکى مرز ایران زندگى مىکنند. در سال ۱۹۸۰ نیروهاى امنیتى رژیم بعث با هجوم به روستاهاى فیلى مردمان آنجا را از خانه‏هایشان بیرون رانده و اموالشان را غارت کردند. بعثىها پسران و مردان فیلى را از زنان و دختران جدا کرده و به جایى راندند که هرگز خبرى از آنان به دست نیامد. یک زن فیلى در توصیف شکنجههاى بعثىها می‌گوید وى را براى بازجویى به اتاقى فلزى بردند که کف آن آغشته به خون بود. در این اتاق زنان و کودکانى وجود داشتند که جسمشان کبود و خونى شده بود. سپس وى را به زندانى مىبرند که صدها نفر در آنجا بودند، کسانى که بر اثر جراحات جان میدادند، چندین روز اجسادشان در همانجا رها می‌‎شد. این شاهد می‎افزاید: پس از آن او را به همراه تعدادى زن و دختر و کودک به سمت مرز ایران مى‌راندند که در این اثنا تعداد زیادى از همین افراد به دلیل گرسنگى و تشنگى و انفجار مین کشته می‎شوند.

ادامه نوشته


       

بهار